ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

276

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) كندن گور و لحد براى پيامبر ( ص ) وكيع بن جرّاح و فضل بن دكين از سفيان ثورىّ ، از عثمان بن عمير بجلىّ مشتهر به ابو اليقظان ، از زاذان ، از جرير بن عبد اللّه نقل مىكنند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) مىفرمود : لحد از براى ما شقّ [ 1 ] از براى غير ماست . وكيع در حديثى كه نقل كرده گفته است شقّ براى اهل كتاب است . انس بن عياض ليثىّ از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند كه * در مدينه دو مرد گوركن بودند ، يكى قبرها را به شيوهء لحددار مىكند و ديگرى به شيوهء شقّ دار . گويد ، مردم گفتند : از بهر رسول خدا ( ص ) چگونه گور كنده شود ؟ برخى گفتند : از دو گور كن هر يكى كه زودتر رسيد به شيوهء خود عمل كند . پس آن يكى آمد كه لحد مىساخت و گور پيامبر ( ص ) را لحددار كند . يزيد بن هارون و ابو الوليد هشام طيالسىّ از يزيد ، و هشام از قول حمّاد بن سلمة ، از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكنند كه مىگفته است * در مدينه دو گور كن بودند و يكى گور لحد دار مىكند و ديگرى شق دار . مسلمانان منتظر ماندند تا يكى از آن دو برسد و گوركنى كه لحد مىساخت آمد و گور پيامبر ( ص ) را لحددار ساخت . محمد بن عبد اللّه انصارىّ از محمد بن عمرو ، از ابو سلمة بن عبد الرحمن و يحيى بن عبد الرحمن بن حاطب نقل مىكند كه مىگفته‌اند * از بهر كندن گور رسول خدا ( ص ) كس به دنبال ابو طلحة و مردى از اهل مكه فرستادند ، و مردم مكه گورها را شقّ دار مىكندند و اهل مدينه لحد دار . ابو طلحة زودتر آمد و از بهر پيامبر ( ص ) گور لحد دار آماده ساخت . وكيع بن جرّاح و حجين بن مثنّى ، از عبد العزيز بن عبد اللّه بن ابو سلمة ، از محمد بن منكدر نقل مىكنند كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود ، كس از پى هر دو گور كن فرستادند و گور كنى كه لحد مىساخت ، زودتر آمد و از براى پيامبر ( ص ) گورى

--> [ 1 ] . معمولا دو نوع گور حفر مىشده است ، نوعى كه به طور معمول و با تعبيهء لبه‌يى در جوانب گور براى نهادن سنگ و كالار و آجر كنده مىشده كه امروزه هم غالبا همين روش متداول است و نوعى ديگر كه پس از كندن گور شكاف بزرگى در طول آن در يك طرف ( چپ يا راست ) ايجاد مىكرده‌اند و مرده را بى آنكه روى آن سنگ لحد قرار دهند ، آن جا مىگذاشته‌اند . به نوع اول لحد و به اين نوع شق مىگويند . برخى هم عكس اين را گفته‌اند . - م .